خیزش موج تازه از نا امنی ها در جنوب افغانستان و موضع گیری های غیر مدبرانه سیاست گذاران بر سر قدرت درافغانستان، نشان می دهند که کار ایجاد ثبات در این کشور به بن بست رسیده است.

سفر حامد کرزی به روسیه و انتقادهای شدید او از خارجی ها بیان گر آن است که خارجی ها از وضعیت موجود در افغانستان به ستوه آمده اند و دیگر توان پرداخت و ادامه جنگ فرسایشی را در این کشور ندارند وازاین رو آن ها بر کرزی فشار وارد می کنند تا راه برون رفت را از این وضعیت پیدا کند و راه های جلب اعتماد مردم را از ثر کارکردهای نا سالم از میان رفته است دوباره جلب کند. خارجی ها از جنگ خسته شده اند، جنگی که پاکستان با همکاری پشتون ها آن را در افغانستان اجرا می کند.

افغانستان پس از هشت سال و مصرف میلیاردها دالر جامعه جهانی به جایی رسیده است که دیگر کنترول آن از توان دولت فاسد کرزی بیرون رفته است.

اما چرا دولت تحت الحمایه غرب درافغانستان نتوانست به چالش های این کشور فایق آید و علی رغم مصرف میلیارد ها دالر و حضورنظامی بیشتراز سی کشور دنیا هنوز ترور و وحشت همچنان پایداراست؟

شاید به این سوال کارشناسان جواب های دیگر داشته باشند و از زاویه به آن نگاه کنند که گویا منافع ملی افغانستان در خطر نه افتد، اما به من صراحت می گویم در افغانستان چیزی به نام منافع ملی وجود ندارد، بلکه منافع قبیله مطرح است. ویکی از دلایل اصلی که دولت افغانستان در هشت سال گذشته نتوانست راهبردهای موثری را به کار اندازد و این کشور را از وضعیت فعلی آن بیرون آورد همین مساله حاکمیت قبیله بوده است و تمام مردم افغانستان با وجود نظام دموکراتیک حضور خود را به صورت واضح در نظام احساس نکرده اند. موضع گیری های کریم خرم وزیر فرهنگ کرزی و دیگر اقدامات قوم گرایانه کرزی از باور مردم نسبت به حاکمیت ملی کاسته است، اما بازهم آفرین بر سایر اقوام افغانستان که با وجود همه آنچه مشاهده می کنند خاموش هستند و به امید اینکه حاکمیت ملی ودموکراتیک به میان بیاید. اما تنها پشتون ها هستند که هم بر اریکه قدرت تکیه زده اند و انتحار می کنند و مزدوری پاکستان را قبول دارند.

پشتون ها در دو سوی خط نبرد می جنگندند، کرزی میزبان ناتواست و ملاعمرخان میزبان تروریزم بین المللی و مردم افغانستان به ویژه اقوام غیر پشتون هیزمی که در جنگ این دو برابر قدرت طلب می سوزند.

جنگ افروزی و قدرت خواهی های پشتون ها در تاریخ افغانستان روشن و هویدا وضرورتی به تشریح بیشتر ندارد.

دور نمایی دست یابی به صلح وثبات درافغانستان با حضور پشتون ها نا ممکن است، زیرا پشتون قوم با ادبیات مدنیت نا آشنا هستند به اقوام غیر پشتون حق قایل نیستند که در نظام حکومتی افغانستان حضور داشته باشند و همواره بر تحکیم سلطه تک قومی و پشتونوالی در این کشور تاکید میکنند که دوام این وضعیت در قرن بیست ویک و انقلاب رسانه یی در دنیا برای سایر اقوام ساکن این کشور نا ممکن شده است.

ایجاد دهشت افگنان به نام طالب دربرابر حکومت مجاهدین و جنگ های گلب الدین حکمتیار رهبر حزب اسلامی برعلیه حکومت مجاهدین در واقع جنگ پشتون ها بوده بر علیه رهبران تاجیک.

انتخابات پر از تقلب کرزی و رنگ قومی آن به همه جهان واضح و روشن معلوم بود که پشتون ها در همکاری با هزاره های فریب خورده درکمیسیون انتخابات تقلب وسیعی را برای شکست داکتر عبدالله نامزد غیرپشتون در انتخابات سازماندهی کردند و این انتخابات یک فکر جدیدی را در میان سایر اقوام غیر پشتون به میان آورده است و امیدواری وجود که روزی کاسه صبر این مردم لب ریز شود و سایر اقوام در برابر بی عدالتی های کرزی و حاکمیت قبیلوی وی دست اعتراض بزنند.

بسیاری از کارشناسان براین باورند که دست یابی به صلح دایمی در وضعیت فعلی افغانستان نا ممکن شده است و شماری از سیاست گذاران بین المللی نیز بر این فرضیه دست یافته اند که پشتون ها قوم ماجراجو و تروریست پرور اند و به آنچه می گویند صادق نیستند دروغ می گویند استفاده جویی می کنند و الف و یا حرف شان پول است نه اسلام و نه هم منافع ملی.

مساله طرح تجزیه افغانستان از سوی یک دیپلومات ارشد امریکا بیان گر این امر است که سرانجام جهان شناخت واقعی از پشتون ها بدست آورده است.

بدین لحاظ تنها راهی که برای دست یابی به صلح درافغانستان وجود دارد، تجزیه افغانستان به شمال و جنوب است.

البته این تجزیه هم با شرایط ذیل قابل تطبیق است:

-        پشتون های ساکن در شمال افغانستان از ولایات شمال و شمال شرقی دوباره نقل داده شوند به مناطق اصلی شان به جنوب و شرق افغانستان و تاجیک های که درسایر ولایات جنوب ساکن هستند به ولایت شمال آورده شوند.

-         جامعه جهانی به حمایت سیاسی و نظامی خود از افغانستان شمالی یا شاید به نام جدید دیگر ادامه بدهد و افغانستان جنوبی را بسپارد به پاکستان و پشتون های دست پرورده پاکستان.

-        هزاره ها را بگذارند به اختیار خودشان که همراه پشتون ها می روند یا همراه تاجیکی ها چون در تاریخ دیده شده است که در مقاطع حساس هزاره دنباله رو پشتون ها بوده اند از این لحاظ بهتراست به همراه حامی سابق شان بروند و تاجیک با سایر اقوام غیر پشتون مستقردر شمال می توانند بسازند.

در صورت اجرای شرایط فوق، با توجه به منابع طبیعی و ظرفیت انسانی که درشمال افغانستان وجود این کشور می تواند به بسیاری از مشکلات فایق آید و به عنوان کشوری عاری از پشتون و انتحاری و واسکت و خشتک کشال های پنجاب در منطقه ظهور کند و با تحکیم روابط سیاسی وفرهنگی با سایر کشورهای همسایه می تواند توجه جهان را به خود جلب کند و پشتون ها را بگذارند که هر چه دلش شان خواست همان کنند.

صبورافغان