امید نو

                 یک پیام نو که امید و آرزوی نو در بدخشان به ارمغان داشت

 

(از طرف حامیان عبدالطیف پدرام نامزدانتخابات مجلس از ولایت بدخشان)

 

جناب عبدالطیف پدرام با کاندیداتوریشان در انتخابات پارلمانی تبسم مملو از امید و آرزو برای فریاد حق و عدالت را در لبان هموطنان من و تو به ارمغان داد.

باور بدخشانیان مقیم در بدخشان و خارج از بدخشان بر اینست که کاندیدای پدرام اون هم در تفاهم با اکثریت شخصیت های مطرح و بزرگ همه آغاز نو برای معرفی بدخشان به عنوان آنچه که هست و انتظار میرود خواهد بود. ما از زبان علما، پیرمردان، جوانان و خواهران بدخشانی این را دریافتیم که همه تشنه شنیدن حقایق موجود جامعه شان هستند و آن ها آقای پدرام را که توسط ملت و شخصیت های جهادی حمایت میشود رستم نبرد در میدان در میدان مبارزات بین عدالت و ستم میدانند.

 

به نظر هموطنان بدخشانی ما و شما پدرام مردیست که از دیر های دیر در انتظارش بودند و تا یادو خاطره شهدا و مردان مبارز راه آزادی را جاودان سازند و آرزو های انسجام یافته خویش را در وجود فرزند بلند قامت خود با چشمان اشک آلود از ستم روزگار و آدمیانش  ولی لبان پر از لبخند داشتن رستم آرزوهای دیرینیشان  لمس کنند.

 

ما جوان شادی را دیدیم که از دیدار پدرام لبخند برلبان داشت ، ما عالم دین را دیدیم که امید بر اعماق وجودش او را به تبسم وا میداشت و میگفت از حق وارزش های انسانیت آن  حمایت کنید ، ما طفلی را دیدیم که به دیگر اطفال نوید و همبازی هایش مژده ورود پدرام به بدخشان را میداد و من ملت یکپارچه را یافتیم که برای آنانیکه تند باد های جنوب همه چیزشان را از آنها گرفته بار دیگر نقطه آغاز جنبش آزادی ، عدالت و برابری شده اند. 
 
ازجناب پدرام با جان و دل حمایت میکنیم. 
                                                                      فرستنده داکتر ص.ص

 

                                                                                برگیرفته از ویبلاگ درواز

گذارش از بدخشان

 

۱۰-۰۵-۲۰۱۰

                                   بنام پروردگار عالمیان

 

هم وطنان ،هواخواهان وفعالان حزب گنگره ملی ونظام دموکراتیک فدرال ... با مسرت گزارشی رااز ولایت عزیز مان بدخشان نامی دریافت نمودیم که رهبر بزرگ داد خواهان ،حق طلبان ،اقوام وملیت های محروم نیگه داشته شده ی سرزمین مان آقای عبدالطیف پدرام با جسارت برای یک مبارزه دوام دار وپیگیر برای آزادی وعدالت در خانه ملت یعنی پارلمان کشور آماده شده وخود را برای نماینده گی در پارلمان از قشر روشن ومردم زحمت کش مان کاندید نموده است .ما به پیروزی ایشان باور کامل داریم پرودرگار مان پشت وپناهش باد .هم وطنان ما چه مخالف و چه موافق بخوبی میدانند که آقای پدرام مانند گذشته تمام مصالح ومنافع شخی اش را فدای منافع مردم سرزمین خواهد ساخت ، آقای پدرام بیرون از خانه ملت ونداشتن مسُِولیت

در پارلمان کارهای بزرگ را برای حفظ تاریخ هویت ونوامیس ملی مان انجام داده که تا ابد به نام نیک از ایشان ما سپاس گذار خواهیم بود . ما باور داریم که آقای پدرام رهبر گرامی ما مانند گذشته صدای خفیف

چندین قرنه ملیت های مظلوم را طور که بلند نموده است. بلند نیگه خواهد داشت ما در صداقت وایمان داری ایشان باورمندیم فقظ آقای پدرام است که میتواند با جسارت بدون ترس وحراس در برابری فاشیسم از هرنوع که باشد بی ایستد .در این جای هیچ شک نیست .برای رسیدن به هدف که همان داعیه ی ملی ماست ما به نیروی جوانان وتجربه ی کهن سالان ودانش دانشمندان نیاز مندیم از تمام شما خواهش مندیم در این راستا از کمک های لازمه دریغ نورزید .به تبلیغات گوناگون فکر نکنید دشمن از هر طرق برای سرکوبی تمام ما استفاده می کند باید هشیاری را در دست داشت ، گذشت زمان نشان داد که پدرام در راه که بزرگان وشهیدان مان برای مان به ارث گذاشته اند صادقانه وفادار است وآرمان شهیدان مان را به هیچ دالر ویورو وشرق وغربی نخواهد فروخت .رای دادن به آقای پدرام را ما فکر می کنیم رای دادن به عدالت ودادخواهی است رای دادن به اقای پدرام را ی دادن به نابودی سلطه جوی وقبیله گرای است و در یک نقطه رای دادن به آقای پدرام رای دادن به نابودی تمام انواع استبداد است امید واریم مردم ما جوانان ما با امر انسان دوستی برای انسان سالاری رای خود را برای رهبر کنگره ملی جناب آقای پدرام بدهند .

                 پیروز باد آزادی

                                                فرستنده : از بدخشان محمد یاسین عادل

فدارلیسم راه حل مشلات قومی

 

 خدا آن ملتی را سروری داد

                          که تقدیرش بدست خویش بنوشت

 بدان ملت سروکاری  ندارد

                          که دهقانش برای دیگران   کشت

 

مقولهای «مشارکت ملی»، «همبستگی ملی» و خود آگاهی ملی و تشکیل ملی به مقوله ی اصلی «مسایل ملی» پیوند دارند. این گونه مقولها تا زمانی که مسایل اساسی ملی در کشور راه حل معقول، کامل دموکراتیک خود را پیدانکند به انجام نمی رسد. به باور من میزان دموکرتیک اندیشی و ملی بودن هر گروه سیاسی، نهضت سیاسی و جنبش های روشنگری کشور ما از روی پاسخ و بر خورد آن فرد با تشکیلات به سه مسئله مهم یعنی، مسئله ی زنان و کثرت گرایی عقیدتی و سیاسی بر می خورد، که من دو مسئله از توان این نبشته بیرون است. و بحث خود را روی مسایل سیاسی و نظام های سیاسی آغاز می کنم. آن چنان که معلوم است طرح های چون فدرالیسم، کانفدراسیون و حکومت های یونیتار و حتا تجدید نظر به ساختار واحد های اداره ی دولتی، در ذات خود نه مضر اند و نه مفید. این طرح ها یک طرح های نو وارد در گفتمانهای سیاسی کشور می باشند که هر کس به نوبه ی خود تحلیل ها و تقدیر ها کردند. بعضی کسان خیال می کنند که این فدرالیسم یک هدف است. ولی به باور من اینها هیچ کدام هدف نیستند، بلکه وسایل اند برای رسیدن به هدف معین. اصل مسئله در این جاست که کدام یکی از این ساختار های سیاسی می توانند مشکل کشور را در پیوند به حل دموکراتیک مسایل ملی پاسخ درست بگوید و به پراگندگی و هرو مرج های کنونی، نفاق قومی، زبانی، مذهبی و منطقوی به ویژه به نظام های قبلیویی فعلی و گذشته پایان بخشد. یکی از راه های حل مشکهای موجود کشور نظام سیاسی فدرال است که در این چند سال اخیر از طرف بعضی تشکیلات سیاسی و روشنفکران فعال، به ویژه حزب کنگره ی ملی افغانستان مطرح گردیده و برخی نیز با آن مخالفت شدید کرده و می کنند. به باور من که یکی از طرفداران نظام فدرالیسم و در یکی از جریانات سیاسی کشور حضور دارم که به دو گونه موضوع گیری در رابطه به فدرالیسم رو برو هستم. 1- بخشی از نیروههای مسلط در استانهای کشور که حال بنابر شرایط ویژه که از گذشته ایجاده شده، بر اریکه یی قدرت های خانوادگی خویش تکیه نموده، و بر مردم محل هر گونه رفتار را لازم می بینند. در عین حال کشور را به چند کشور «اعلام ناشده» بخش کرده اند. تلاش دارند تا از این راه بتوانند هر چه خواستند انجام بدهند. از سوی دیگر اقوام که در گذشته از رژیم های تک قومی، سلطه گرا، مستبد مرکزی جفا های فراون دیده اند، دیگر نمی خواهند به آن گونه رژیم ها تن در دهند. بنابراین روحیه ی فرار از مرکز در آن ها تقویت شده است. یقینن اگر دولت فدرال بر مبناع منافع همه ملیت ها و اقوام ساکن در کشور به وجود بیاید، گامی است به جلو. اما، این نظام هر گاه برای حفظ قدرت های خود کامه ی فعلی محلی که همین حالا در استان ها و شهر و روستا ها حکومت می کنند باشد و نظام ارباب – رعیت (بهتر است بگویم حمایت از تفنگ داران و اربابان سرمایه دار) و طوایفی را رسمیت ببخشد، این هم یک فاجعه یی بزرگی را به بار می آورد. در این کاشانه اگر ما سیری داشته باشیم، در جنوب کشور قوم پشتون که سالها بالای مردم مظلوم خود و دیگران حاکمیت کرده و در شمال و غرب و شرق کشور همین گونه اربابان و تنفگداران. در این جا باید متذکر شد که ما در شرایط کنونی به مفهوم واقعی و علمی واژه «حاکمیت» نداریم. این رژیم های پی در پی فعلی و گذشته ی افغانستان نه در ساختار نظام فدرالی جور می آید، نه در ساختار نظام یونیتار! و نه حتا در نظام های کنفدراسیون و نه شاهی و ملوک الطوایفی و سلطنتی. ما فعلن از مرکز شهر کابل تا محلات به یک انارشی حاکمیت و نظم ماقبل ملوک الطوایفی و شاهی و سلطنتی مواجه هستیم. این «ملک ها» نیستند که حکومت می کنند. این تفنگداران و اربابان محل اند که بر مردم فرمان راوی می کنند. کسی در مرکز استانها و کسی در شهرستان ها و کسی در روستا ها بدون مکتوب است. بدون داشتن حق قانونی و شرعی، بر مردم حکم می راند. همین حالا در جنوب کشور ما می بینیم که طالبان چگونه قانون را در محلات خویش وضع کرده اند. این را می توان یک انارشی اجتماعی و بحران «حاکمیت» نامید. 2- بخشی از نیرو های که در مرکز شهر ها مسلط اند و بیشتر به حفظ مقامهای بدست، آورده خود می اندیشند به شدت به طرح فدرال شدن افغانستان مخالف اند. هم چنان، نژاد پرستان و شوونست های رنگارنگ و طرف دار نظام تک قومی «پشتون تبار» که خود را میراث خود رژیم های غاصب و قبیلویی پیش می دانند؛ با همه امکانات عملی و تبلیغاتی بر ضد نظام فدرالیسم صف بسته اند و آن را مقدمه یی برای تجزیه ی کشور و جدای اقوام ساکن می دانند. در این صف از نگاه قومی اکثرن پشتونها و بخشی از تاجیک ها ایستاده اند. روشن فکران و نیروهای دگر اندیش، هم در این کشتی لامکان سوار اند و اکثر این ها بنابرهویت قومی خود متاسفانه آن چنانی که در زمان جنگ های گروهی سر گرم بوده اند. حالا در قطار «قوم خودی» قرار گرفته اند. ولی برخی هم موضوع گیری های مستقل دارند و استدلال های منطقی می نمایند. از روی نشرات چاپی و تصویر گواه است که در میان برخی از روشن فکران کشور (چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور) اصطلاح «فدرالیسم» آهسته آهسته به یک «تابو» تبدیل گردیده است.ما در ادبیات سیاسی خود چند نوع «تابو» داریم که می شود یکی آن را «تابو» مقدس و دیگراش را «تابو» وحشتناک یاد کرد. از این رهگذر است که این (فدرالیسم) برای برخی «مقدس» و غیر قابل انتقاد و برای برخی نشان «نفرت» است. دکتر جیمز دانشمند و پژوهشگر در مسایل مربوط به فدرالیسم، فدریشن را چنین تعریف کرده است: «فدریشن عبارت است از توافق قانونی میان ایالت در یک کشور که حکومت مرکزی از مجموعه این حکومت ها ایالتی تشکیل شده و یکی در مقابل دیگری قانونن مسوولیت دارند»(1) وی در جای دیگری می گوید: «فدریشن معمولن در کشورهایی که دارای هویت های قومی (منطقوی) گونه گون اند ونمی خواهند که آن هویت خود (زبان، عنعنات و مذهب) را از دست بدهند ولی « هویت ملی» واحد را می پذیرند قابل تطبق است... ولی اقوام که میخواهند به فدرالی بی پیوندند باید این را نیز بدانند که با وجود آن که آن ها در امور استانهای خود را خود می گردانند، بدرجات متفاوت مکلف اند تا نقش «اکثریت» کشور خود را نیز بی پذیرند ... ولی اساسی ترین مسئله در فدرال ها حفظ حقوق اقلیت ها می باشد. این مسئله از طریق اتاق بالای مجلس نمایندگان صورت می گیرد. چون در مجلس نمایندگان (پارلمان) همه ی واحد های اداره ی فدرال دارای تعداد نمایندگان مساوی می باشند. فدرالیسم عبارت از تفکر فلسفی و آیدیولوژیک اداره ی فدرالی است. فدرالیسم وسیله ی است بخاطر تقلیل دادن در قدرت سیاسی (فرد یا گروه) و تقسیم قدرت در نقطه ی مقابل سوسیالیسم قرار دارد.»(2) آن چنان که گواه است، فلسفه ی تفکر فدرالی بر جلوگیری از انحصار قدرت و یا به عباره ی دیگر بر تقسیم قدرت استوار است که در نقطه ی مقابل دیکتاتوری قرار می گیرد.(3) از همین جاست که فدرالیسم و دموکراسی با همدیگر پیوند نزدیک و ناگسستنی دارند. در یک کشور چند قومی، چند زبانی و یا دارای رشد اقتصادی متفاوت، اداره ی فدرال فقط و همزمان با نظام دموکراسی می تواند قابل پذیرش و تطبق باشد. به این معنا که فدرالیسم و دموکراسی لازم و ملزوم یک دیگر اند. اما، به گفته یی یکی از بزرگان مان، فدرال ساختن یک کشور صرف بخاطر موجودیت اقوام گونه گون و یا زبان ها و مذهب ها نیست. پیش از هر چیز دیگری در جامعه افغانستان رشد اقتصادی – اجتماعی مناطق مختلف کشور مورد نظر است. در جهان امروزی کشور های زیادی فدرالی وجود دارند که واحد های فدرال نه بر اساس قوم، زبان ویا مذهب بلکه؛ بر اساس مناطق تشکیل شده اند. یکی از بخش های اساسی فدرال ها بر اساس مناطق، هویت تاریخی کشور ها به وجود می آید. مثلن در آلمان فدرال که ایالت آن از یک ملیت ژرمن هستند ویا ایالات متحده امریکا که اکثریت استان هایشان از یک تبار (انگلو ساکسون) هستند. حتا در کشور کثیرالملتی چون سویس که از قدیم ترین کشور های فدرالی است (از سال 1848 به بعد) که از 26 واحد فدرال 14 واحد آن به ژرمن ها 3 واحد آن به فرانسوی ها و دیگرشان ایتالوی هستند. قابل یاد آوری است فدرال ها میتوانند از مجموعه ی جمهوریت ها، استان های خود مختار و یا مناطق ساخته شوند که نمونه های آن در کشور های گونه گون دیده می شود. ولی در هر ساختار فدرالی مسایل چون ترکیب قومی، زبانی، مذهبی، جغرافیایی و رشد اقتصادی به ویژه سابقه تاریخی فرهنگی و با اراده آزاد مردم در استان ها در نظر گرفته شود. در غیر آن اداره فدرال هیچ دردی را درمان کرده نمی تواند بلکه؛ در پایان عامل بروز مشکل جدید و به حاکمیت قبیلوی قومی و منطقه ی تبدیل خواهد شد. تجربه کشور های جهان نشان دهنده آن است که فدرالیسم درکشور های چند زبانه، چند ملیت و چند مذهب و چند فرهنگ و کشور های که از نگاهی رشد اقتصاد مناطق گونه گون بوده اند اداره فدرال با داشتن نظام مردم سالاری و دموکرتیک جوابده خوب بوده است و کشور های چند ملیتی میتوانند مشکل خود را حل نمایند. یک تعداد از روشن فکران ما که البته من در افغانستان روشن فکر و یا سیاست مداری را هم نمی شناسم. ولی میتوانم بگویم که روشن فکران کاغذی و اجیره خور دولت های مستبد و خود کامه، استدلال می کنند که در افغانستان شرایط اداره فدرال مساعد نیست. این درست است که افغانستان از نقطه نظر سطح رشد اقتصادی از فقیر ترین کشور های جهان است. اما از نقطه نظر آمده گی های سیاسی وخود آگاهی مردم، کشور ما در قطار کشور های جهان اول قرار می گیرد. سه دهه جنگ مردم مارا به اندازه کافی سیاست مدار و بیدار ساخته است که هیج مشکل را در پذیرش دموکراسی ندارند. نه در پذیرش نظام پارلمانی و نه در پذیرش و درک اداره فدرال. باز آیا همین کشور های فدرالی کنونی اول به سطح رشد عالی رسیدند و بعدن اداره فدرال را پذیرفتند؟ روشن فکران کاغذی ما باید توجه داشته باشند که اداره فدرال هیچ ربطی به مراحل خود آگاهی و تاریخی – اقتصادی بردگی یا فیودالیسم، سرمایه داری و سوسیالیسم ندارد. باز آیا کشور کنونی ما عقب مانده تر از کشور امریکا سال 1788 است یا عقب مانده تر از سویس سال 1848؟ که یقینن نیست. همین روشن فکران کاغذی و سیاست مداران خود فروخته که چنین اسدلال می کنند و می گویند که مردم افغانستان آماده پذیرش دموکراسی و انتخابات و مردم سالاری نیستند. لذا باید به استبداد و خود کامه گی رژیم های غاصب تن در دهند! ویا جمهوری سنت ما نیست باید وا پس به نظام شاهی و سلطنتی بر گشت ویا این که از انتخابات آزاد و اصل مشارکت طبقات و لایه های توده مردم در باز سازی و دولت سازی دست کشید و به دموکراسی قبیلوی در وجودی «جرگه ها*» بسنده کرد. به باور من که یکی از نسل سوخته این سرزمین هستم در پشت همه ی این جفنگ گویی ها و نافهم جلوه دادن مردم شریف افغانستان، نیات ضد ملی، ضد بشری، ضد دموکراسی، و ضد ترقی و پیشرفت نهفه است. ای روشن فکران کاغذی! ای سیاست مداران خود فروخته که سال ها تیشه را در پای این مردم زده اید از خر خویش پاین بیایید، و برای انسانیت و شرف انسان های اطراف خویش بیندیشید. اداره فدرال در تمام کشور ها نتیجه درخشان داده است و همین اکنون پیشرفته ترین کشور های جهان دارای این گونه اداره اند. این کشور ها منتظر نمانده بودند تا ابدن به سطح بالا و رشد همه گانی برسند و بعدن اداره ی فدرال را بپذیرند. من فدرال را برای رشد اقتصادی، آگاهی جمعی و حقوق اقلیت ها پیش نهاد می کنم تا کشور را از بدبختی و بیچارگی نجات بدهد. شاید بعضی از روشن فکران ما استدلال بکنند که یوگو سلاویا و شوروی سابق یگانه نمونه های منفی باشند. به یاد داشته باشید که در َآن کشور ها دلایل دیگری با عث تجزیه و ازهم پاشیده گی شد. شوروی را نه نظام فدرال بلکه نظام توتیالیتر «کمونیستی» عقب مانده گی اقتصادی، نبود دموکراسی و عدم اندیشه به آزادی بیان ونا برابری های اجتماعی و در اصل نبود اداره فدرال واقعی، سقوط داد و تجزیه شد، در جمهوری فدرالی سوسیالیست یوگوسلاویا نیز وضع به همین گونه بود. یوگوسلاویا بخاطر تجزیه نشد که فدرال بود، بلکه یوگوسلاویا در اثر رقابت های جهان سرمایه داری با جهان سوسیالیسم و فروپاشیدن نظام سوسیالیسم در جهان به ویژه در اتحاد جماهیر شوری از یک سو و از جانب دیگر تحریکات کشور های ناتو به ویژه آلمان و سرانجام شوونیست های صربی ها و در راس آن سلاباری و میلوسویچ و نبود دموکراسی و آزادی های لازمه برای جمهوریت ها با آن که اداره ی فدرال بود، از بین رفت و تجزیه گردید. کسانیکه بر سیاست های طرحه شده ی امریکا و غرب در بالکان و مشکل های منطقویی، منطقه بالکان آگاهی دادند. مسلمن این چند ادلیل بالا را در پهلوی سایل دلایل و عوامل خواهند پذیرفت. اما، اگر ما از اداره ی فدرالیسم در افغانستان صحبت می کنیم، نا گزیریم واقعیت های عینی کشور را از یک سو و حقایق تاریخ و تنوع فرهنگی و زبانی از سوی دیگر در نظر بگریم و باز باید توجه کنیم که هدف از ایجاد اداره ی فدرال چیست؟ باز هم به تاکید یاد آور می شوم که فدرال یک وسیله ی است، برای نایل آمدن بر مشکلات نه یک هدف. بر مشکلهای که در حال حاضر و از گذشته یی وحشتناک حکومت های استبدادی، تک قومی، تک حزبی و تک نژادی و خانواده گی برای ما به میراث مانده است. که اساس ترین این مشکل ها نا به سامانی زبانی، نژادی، منطقویی و گروهی در بین جامعه یی افغانستان می باشد. به باور من تا زمانیکه تمام اقوام ساکن در کشور چی ازبک، پشتون، تاجیک، هزاره، ترکمن و هر قوم دیگر از حق طبعی شهروندی بر خوردار نباشد، مشکل افغانستان قابل حل نیست. پس ما برای یک نظام جامع و همه گیر در افغانستان نیاز داریم. در یک کلام فدرالیسم منحیث یک وسیله یی برای حل دموکراتیک مسایل ملی در کشور کمک می کند. با تاسف، دیده می شود که برخی از روشن فکران کاغذی ما به ویژه آنانکه تازه به میدان های سیاست و روشن فکری پرتاب شده اند و آن دیگرانی که تازه الفبای مسایل ملی و تباری و نژادی را یاد گرفته اند. گاهی وقت طرح های وارونه و قدرت طلبانه ی را ارایه می کنند. برخی از روشن فکران ما با زدن قلم های شان به روی کاغذ های سفید، با کلمات و واژه های زیبا سخن انگاری می کنند و با نتیجه گیری عجولانه و جاهلانه (آن هم تحت تاثیر میراث های گذشته شان چه ایدیولوژیک و غیر ایدیولوژیک) فدرالیسم را وسیله ی برای دوام جنگ داخلی، حاد شدن بیشتر مسایل ملی و در یک سخن باعث تجزیه ی کشور می دانند. ولی آن ها نمی گویند که آیا وضع نا به سامانی کنونی سر زمین ما که آن را می توان یک نوع انارشی اداره حاکمیت نامید؛ در اثر موجودیت حکومت فدرال بوجود آمده است؟ یا در نتیجه یی حکومت های مستبد گذشته و متمرکز حال؟ آیا هیچ گاه فکر کرده اید که مسایل ملی را در کشور چگونه باید حل کرد؟ شاید پاسخ شان همین باشد، با دموکراسی وارداتی که از امریکا و غرب به ما فرستاده شده، که در آن دموکراسی، عدالت اجتماعی و مسایل اخلاقی و ارزش های انسانی واقعن قابل پذیرش نیست. دموکراسی بدون عدالت اجتماعی و ارزش قایل شدن به انسان و انسانیت معنای ندارد، و این یک واژه ی میان تهی بیش نیست. برای برون رفت از بحران کنونی کشور و فایق آمدن بر فرهنگ «همدیگر پذیری» که تمام ملیت های ساکن در کشور را باید به یک چشم دید راه دیگری به جز آن که کشور را به سوی دموکراسی واقعی با نظام سیاسی معقول فدرالیسم دعوت کرد. شرایط برای چنین نظام و اداره یی مساعد تر از هر وقت دیگری است. اداره ی دموکراتیک فدرال نه تنها باعث پراگندگی و تجزیه یی کشور نمی گردد؛ بلکه باعث وحدت آگاهانه، داوطلبانه، مساویانه و برادرانه ی تمام اقوام، ملیت ها، مذاهب و مناطق کشور نیز نمی گردد. این گونه اداره دیگر بهانه ی برای هیچ قدرتی نمی گردد تا بتوانند با سوی استفاده از اختلافات قومی، مذهبی حاکمیت های محلی را بدست آورد. به نابرابر ها و انزجار ها تفرقه ها ملی پایان می بخشد و گرایش های جدای طلبانه و تنگ نظرانه ی محلی را از یک سو و گرایش های قدرت طلبانه ی شوونیست و الحاق جویانه را از سوی دیگر لگام می زند. جلو کودتا ها و دیکتاتور شدن های مرکز را می گیرد. تفاوت رشد اقتصادی و فرهنگی میان مرکز و ایالات را کمتر می سازد. در فر جام زمینه ها را برای حل کامل دموکراتیک مسایل ملی در کشور ایجاد می کند.

 رویکرد ها:

1- کنگره حق افریقا، کیتاون، 26 جون 1955 (ر ک federalism) 2- ر، ، به «راه تو» ارگان نشراتی حرکت به سوی کنگره ی ملی افغانستان مقاله ی دکتر مسیر. 3- ارگان نشراتی کنگره ی ملی افغانستان، در باره ی فدرالیسم حمزه ی واعظی و محمد قبول. 4- نشریه ی آینده شماره(9) نگرش بر مسایل ملی نوشته ی ع، نایبی. 5- افغانستان «ساز و های ناقص ملی» حمزه واعظی، چاپ تهران، 1381. 

                                               برگرفته از ویبلاگ نیکوی

خبر ما

هم وطنان وهوا خواهان نظام فدرال درود وسلام برشما وپیروزی وسرافرازی هم درروزگار شما رهبر گرامی ما جناب عبدالطیف پدرام بعداز سپری روزهای پرکار ودید بازدیدهای مثمر با هم وطنان وجوانان مقیم کشورهای اروپای وطبق گزارش قبلی مقامات دولت های اروپای روز یکشنبه اروپارا به طرف سرزمین مان برای خدمت بیشتر ومبارزه جدی تر در راستای عدالت طلبی وداد هواهی ترک نمودند پروردگار مان در پناه خودش داشته باشدش خدا یار ومدت گارش  باد مان نگران رهبر مان و تمام هواداران اش هستیم  چون کشور ما در زمان کوتاهی شاید صفحه جدید را باز کند که مردم وکشور مارا به کجا خواهد کشید ما در حال حاضر چیزی گفته نمی توانیم واز پیش بینی هم که چه سرنوشت را در پیش رو داریم برای ما مشکل است

در هر حال ما برای سرزمین ما ن امنیت می خواهم واز خشونت بی زاریم اما باور داریم که در حضور قوت های غربی هر اتفاق که بی افتد زیر نظر وفرمان ایها خواهد بود ومسعولیت هر اتفاق  بدوش همین نیرو ها خواهد بود

گفتگوی آقای پدرام

 

 دوستان  ُهم میهنان گرامی و جوانان عزیز شما می توانید این جا گفتگوی رهبر گرامی مارا بی بینید وبشنوید وآدرس ما را به دیگر عزیزان نیز وسیله شوید تا باشد در روشن نمودن افکار جامعه و بخصوص افکار جوانان کاری کرده باشیم

http://www.youtube.com/watch?v=9XwIoH4uk0c&feature=related

http://www.youtube.com/watch?v=v3X-FIeE9H0&feature=watch_response

http://www.youtube.com/watch?v=ThogkvH1i74&feature=watch_response

http://www.youtube.com/watch?v=eyWwlDOrTj4&feature=watch_response

سرود ی حماسی

در این شب تنهایی

                                                 

             نام ترا، ترانه ی پر شور می کشم

                                             شکل ترا، ستاره ی پرنور می کشم

             یک دشت پر شقایق سنبل، بهار و گل

                                         یک داربست، خوشه ی انگور می کشم

              وصلت پرنده یی ست در آن سوی قاف ها

                                              گر راه می کشم همه تا دور می کشم

              قدت پری گمشده گی های دره هاست

                                          هی چهره می کشم، همه ناجور می کشم

              خنیاگرم دونت بنا های منجمد

                                             عصیانگرم، زمانه ی منفور می کشم

               من دالی ام، درخت، یکی دست، حافظه

                                              بر ریسمان خانه ی مهجور می کشم

               این میز در مقابل تو، باغ آیینه

                                        آن مرگ و مرده را، همه کافور می کشم

               من شاعرم، بخواهم اغراق می کنم

                                            بر دار شعر، گردن منصور می کشم

                من خود نگار خانه ی چینم،- نگارگر

                                          یک تک سوار مرد سلحشور می کشم

                گر دره بر کشم همه پنجشیر می کشم

                                            مسعود اگر کشم، سر مغرور می کشم

   لطیف پدرام

منبع فدرال

یک پیام کوتاه

دوستان وعزیزان که خواسته باشند نظرات و گپ های دل شان را بنویسند.در راستا اهداف که این جا پیگیری میشوند میتوانند برای ما بنویسند ما مسولیت چیز های را که به نشر می رسانم خودمان بدوش داریم شما اختیاز دارید مستعار می نویسد  یا بانام وهویت اصلی تان هدف ما ساختن نظام دموکراتیک فدرال است و ما راه برون رفت از مشکلات بی عدالتی کم بغلی و فقیری وغربت را در پیاده کردن نظام فدرال با آنهای که به نظام فدرال باور دارند باورمندیم  . از شما خواهش داریم گفتگوی رهبر سترگ مارا با برنامه به عبارت دیگری بی بی بسی بشنوند ونظرات شان را بنگارند

تازه ترین گفتگو با عبداللطیف پدرام


آقای دکتر عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ی ملی افغانستان ، در تازه ترین گفتگوی خویش ، به پرسش های مهمی پاسخ گفته است . شما را به شنیدن این گفتگو دعوت می کنیم . لطفا بالای ادامه ی مطلب فشار دهید.

 

برای شنیدن صدای آقای پدرام ، بالای علامت تیر فشار دهید

Comments



-->
Ali Qawir   |83.233.0.xxx |2010-04-01 10:16:43
this project has been baced by shhid Mazariin first time.I love Mr Pedram by all my heart,and this is the only slution for Afghanistan problem,and it is not just Mr Pedrams choose this is all
unpashtoons people requesting.
-->
باخبر   |84.168.77.xxx |2010-04-01 15:57:42
اگر درست وعاقلانه بسنجیم حرف ها و پشنهاد های آقای پدرام منطقی وکاملا عملی میبا شد ، در غیر آن مشکل ما حل
ناشدنی باقی خواهد ماند .
صرفأ یک نقطه قابل یاداوریست که باید همه به آن توجه کنیم ، امروز در این عصر وزمان با
این میدیای قوی وپیشرفته وهزاران قانون واساسنامه های بین ا لمللی که به دفاع از انسان وحقوق انسان ساخته شده
بازهم این تاریک اندیشان وقبیله گرایان این همه بابی شرمی بر دیگران ظلم روا میدارند ووو پس یک لحظه شما باخود فکر
کنید که در گذشته ها اینها چه ظلم وجنایت های را بر مردم ما تحمیل کرده اند ،فقط ما یک مومند قاتل را نام میگیریم
ولی خوب میدانم ویقین دارم که هزاران مومند وجود داشته وبار ها نسل کشی وقوم کشی صورت گرفته ولی چون زور وجبر حاکم
بوده کسی توانایی نوشتن ویا گفتن این حقایق را نداشته وهرچه خود این جاهلان میگفتند بایست دیگران هم میگفتند
البته این ها هم باصحنه سازی و وتقلب هر قوم را بر ضد دیگری ایستاده میکردند وبه همین صورت حکومت کرده ومیکنند .
چرا بایست بگوییم فارسی ودری دوزبان مختلف ؟ چرا گفتند حبیب الله دزد بود؟چرا باید میگفتیم که احمد ابدالی
قهرمان بود ؟چرا باید صرف از دوست محمد .وزیر اکبر .میرویس بچه .رحمن بابا.نادر بی غیرت غفار خان روزانه در مکاتیب
یاداوری میکردیم وهزاران مورد دیگر .البته بزرگان ماهم چون مردم مهربان وبسیار خوب بودند همیشه فریب خوردند
وبفکر اینکه وحدت ملی خراب نشود همه درد ورنج را تحمل کردند.ولی امروز باید بسیار متوجه باشیم ونباید دیگر فریب
بخوریم چراکه دشمن بسیار شیاد است . البته حرف من شامل حال یک قوم بصورت کل نیست ونه من خدای ناخواسته یک قوم
محترم را متهم میسازم بلی افراد واشخاص بسیاری از این قوم بوده واستند که همیشه جنایت وخیانت کرده ومیکنند.
در
خاتمه باید بگویم هرکسی میگوید شما نباید دانشگاه . ودانشجو بگویید پوهنتون بهتر است دشمن شما است وانسان عاقل
باید حرف دشمن را نپزیرد . از زبان وفرهنگ غنی تان پاسداری کنید.
هرکه را پارسی شهد ش برزبان است ـ اگر خاموش با
شـــد در زیــان است
-->
جان   |80.7.5.xxx |2010-04-01 22:48:28
به نام خداوند جان و خرد

نخست از همه درود به همه هم میهنان ارجمندم

من نمیدانم که کتبان لطیف پدرام با کدام
کواهان نژاد پشتون را دربردار نژاد آریایی میداند، در هال که امروز جهان ،پشتون ها را در بند نژاد های اسرایل
میاورند،ما پارسی ها به این باور هستیم که نوروز جشن آریایی ها، که فرزندان یما جمشید پادشاه و کیومرس میباشند
است، از شما پارسی یان ایریان زمین خوراسان سرزمین خورشید میپرسم خانواده پشتون را میشناسید که این جشن آریایی را
بزرک داشت کیرند؟
پارسی یان ۲۷۰ سال فریب بس است،بار دوش خود را بر سر فرزندان خود تا به کی؟
کتبان لطیف پدرام ما
پارسی ها با تو هستیم
پاینده ایریان زمین خوراسان سرزمین خورشید
من یک زردشتی هستم و سامان را میخواهم که در آن خود
را آرام دریافت کنم و در انداچه این نباشم که فردا باز هم چیزی از بین این نژاد به نام طالب میروید
پاینده باد
ایریان زمین خوراسان
-->
ali qawir   |83.233.0.xxx |2010-04-02 08:06:53
He is the only realist politation in Afghanistan who has practical and realistic slutin for Afganistan plotic and etnics problem.I hope the pashtoon chauvinist accept it.
-->
Pidram Suporter  - The Republic of Silence     |94.196.132.xxx |2010-04-02 18:09:42

-->
آریانابان
به امید همبستگی همه اریایی ها ایران خراسان و تاجیکستان گرجستان ارمنستان اذربایجان و کردستان من وبلاگی دارم
درست میکنم که زبان÷ پارسی رو جدا از وا ژ
ه های عربی کنیم
-->


نخستین گام برای اریایی بودن اینه که زبان پارسی
رو خالی کنیم ازواژه های عربی من دارم تارنمایی تازه درست میکنم
برای همه شما خراسانی های اریایی ارزوی بهروزی میکنم
-->
آریانابان  - نقل قول از:    
[نخستین گام برای اریایی بودن اینه که زبان پارسی
رو خالی کنیم ازواژه های عربی من دارم تارنمایی تازه درست میکنم
برای همه شما خراسانی های اریایی ارزوی بهروزی میکنم
-->
جاوید پور     |221.120.126.xxx |2010-04-15 06:31:03
سلام های خود را خدمت همه کارکنان محترم سایت تاجیک مید یا تقدیم داشته از خدای منان موفقیت بیشتری تانرا خوهانم

اگرخواسته باشید که حقیقت از محل احمقی پشتون ها گذارش دهم درین ایمل
پاسخ دهید
بااحترام جاوید پور از مرکز جهل
پشتون ها در زون شرق

ادامه میدهیم بدون خستگی

             درود بر شما راهیان راه بزرگان عدالت خواهی


یک گزارش کوتاه برای هواداران کنگره ملی ، هم وطنان ،هم زبانان وهم تباران مان که مشتاق آزادی وعدالت خواهی اند... رهبر سترگ فدرالی خواهان جناب عبدالطیف پدرام قرار یکه  هم وطنان مااطلاع دارند در یک سفری بسیار ارزنده در اروپا بسر می برند . در این سفر جناب پدرام سعی وتلاش دارد تا با هم وطنان مقیم اروپا ودولت داران اروپای دید وبازدید های داشته باشد وبه تمام پرسش های که تا هنوز هم وطنان ما و سیاست مداران اروپای پاسخ  شان راندارند و متعقید به دموکراسی در نطام فدرال ندارند برایشان پاسخ مقنع ارایه نماید که در این راستا رهبر بزرگ ما با موفقیت های چشم گیری نایل شده است و کار های بزرگی را نیز در عرصه روشنگری ومتقاعد ساختن فدرالی سازی اوغانستان انجام داده است از جمله اشتراک جناب شان در یک گفتگو با بی بی بسی در برنامه به عبارت دیگر چنان بلند وبرهنه وروشن صحبت نمودند که برای هیچ مخالف وموافق جای سوالی باقی نگذاشتند در جلسه گفتگو برای راه یابی صلح در هالند اشتراک نمودند وسخن رانی بسیار جالبی داشتند که میتوان ادعا کرد که تمام اشراک کننده ها را باورمند به اندیشه های خود نمودند در جلسات رسمی وغیر رسمی زیادی اشتراک نموده و به سوالات مردم پاسخ دادند .این سفرادامه دارد، ما برای رهبر گرامی مان سربلند ، موفقیت وکامیابی آرزو داریم ما خوش حالیم که تمام توطعه های که به جنابشان در زمان انتخابات وارد  شد وما از طریق همین ویبلاگ با جرات اتهامات رارد  کردیم و به شما عزیزان وعده دادیم که به زود ترین فرصت این دروغ ها برملا میشوند و

برای ابد این سیاه کاری باقی می ماند ما درجریان هستیم که انتخابات گذشت چوکی ها وصلاحیت ها تقسیم شد ولی اقای پدرام در همان راستا که مبارزه خود را اغاز کرده بود پای برجا استاده است نه باکرزی رفت و نه با کورزی امید واریم تا این همه حقیقت ها که در پیش چشمان دوست تان ما مثال خورشید می درخشند جای برای تفرقه ونفاق باقی نمانده باشند .  برای یک وحدت با صداقت فعالیت نمایند ودیگر به هیچ دروغ و توطعه ی باور نکنند وبرای بدست آوردن عدالت از جناب پدرام پشتبانی بی دریغ نمایند. ما کوشش می کنیم تا گزارش های سایت ها ورسانه ها را ازکار های تاریخی وبا ارزش جناب پدرام گرداوری نموده برایتان در همین ویبلاگ به نشر برسانیم  پیروز باد آزادی به پیش به سوی

افغانستان فدرالی یا هوووووووووووووو