گپ فدرال خواهان
چه باید های مبهم فردا را...؟!
روز گار عجیب است، هیچ كس چه باید ها و نبايد هاي فردا را تحليل و تجزيه كرده نمي تواند. مردمان ساده لوح و چيز فهم هاي كلاهبردار ما و باز هاي در هم و برهم حكومت روز به روز تاريك تر و به پرتگاه نيستي نزديك تر مي شود. حكومت فاشيستي مانند ببر زخم خورده به خود مي پیچد و براي حمله ي جديد فرصت مي طلبد. ملت تماشا مي كند، مي خندد و مي گريد، تعجب مي كند، تصديق و تكذيب مي نمايد. روشن نويس ما ورقه هاي سفيد اخبار را سياه مي كند و چيزي از نا چيزي ها مي نويسد. اوضاع مردم، هم از كارگر، كاسب، بازرگان، صنعتگر، استاد، دانشجو و شاگرد بعد از اين همه قيل و قال همان است كه بود. استاندار ها و شهردار ها و فرمانده ها و قاضی ها و... کشور مشغول چپاول اموال مردم و رشوه خوري هاي بي پايان هستند؛ مردم و كسبه موهم پرست مشغول موهم پرستي، خاين به خيانت خود مشغول، دزد در كار دزدي، تجاوز گر در كار تجاوز (هم از نوع جنسي و غير جنسي) امريكاي و طالب در غم كشتن آدم ها. هر كس به عادت معمول خود باقي است. حكومت نيمه سر پا كه همه ي ملت بودن آن را به حالت ملت و مملكت نا مشروع و مضر مي دانند، باز هم اعلام مي كند كه: چيزي را نمايش ندهيد، گپ از تغييرات كلي نزنيد، ساختار تعريف نكنيد، از خشونت، فساد، نابرابري ها اقتصادي، سياسي، اجتماعي، از حق و عدالت حرفي به زبان نياوريد؛ و به روز گذراني و هوس راني ها نا مفهوم سر گرم باشيد! سكوت كنيد! نقدي داوريي در باره ي قانون اساسي، ساختاري سياسي، اقتصادي، مساله ي ملي، چالش هاي امنيتي و... نكنيد! و كسي هم نيست كه بگويد: نه! و شعاري به پيش را سر دهد. حكومت مصروف است، مصروف ايجاد تنش ها، قومي، زباني، برتري جوي، فروختن زمين هاي دولتي، گسترش مافياي مواد مخدر، مافياي زمين. ايجاد كردن تنش بين مجلس و داد گاه عالي كشور و ساخت و بافتك هاي پنهان داد گاه ويژه و داد ستاني كل و غيره موارد. در نظام هاي دموكراتيك و مدرن امروز رسم حكومت بر اين است كه از هرج و مرج، دزدي، تجاوز و قتل و قتال جلو گيري مي كند؛ اما در كشور ما اين گونه نيست، بر عكس تنش مي آفريند، فاصله ايجاد مي نمايد. اين ديگر حكومت و نظام نه بل لجاجت است. به آن حكومتي كه با مردم لجاجت و دروغ بگويد و براي افكار عامه تنش خلق كند چه بايد گفت؟
بلي اوضاع همان اوضاع چند سال پيش است. همان اوضاع ابر آلودي كه بر زنده گي مردم سايه ي سياه اش را انباشته، سايه ي سياهي فقر، فساد، تجاوز، خونريزي و... كه روز به روز مردم اين سر زمين را به پرتگاه نيستي مي كشاند، هيچ كس در غم ملت نيست، نه حكومت نه مجلس و نه هم روشن فكران و دگر انديشان ما، هر كس در غم گرد آوري منافع شخصي اش است، هيچ كسي براي رسيدن به جامعه مطلوب ساختار مطلوبي را تعريف نمي كند. به دليلي از دست دادن جايگاه و مقام اش. ما در آغاز كار خود براي جامعه ي جهاني، حكومت وابسته ي كرزي، نهاد هاي سياسي، روشن فكران و نهاد هاي خارجي در كشور براي برون رفت از اين باتلاق طرح ها و برنامه ي هاي مشخصي را پيشنهاد كرديم؛ چه در حوزه ي اجتماع، سياست، فرهنگ، امنيت و... ما از اول كار مي دانستيم مساله چگونه است؟ اما با تاسف بايد گفت كه حكومت به دليلي گرايش هاي قومي و فاشيستي اش با طرح چنين برنامه هاي دست به توطيه عليه ما زد و در پهلوي اين روشن فكران و گروه هاي سياسي به دليلي بعضي مصلحت ها و از دست دادن منافع شخصي و صنفي شان از ما روي گردان شدند. و به اين طرح ها پشت پا زدند. ما در همان روز هاي نخست كاري خود مي دانستیم كار فردا را معين كنيم، كه با اين همه چالش هاي دست و پاگيري كشور چه گونه دست و پنجه نرم كرد. اما با تاسف به برنامه هاي ما پاسخ منفي دادند. همين بود كه روز به روز دامنه ي نا امني گسترده مي شود، فقر بيداد مي كند، فاصله هاي قومي، زباني، نژادي، منطقه ي زياد تري مي شود، دامنه ي فساد، تجاوز، نابرابر هاي سياسي، مافياي اقتصادي و مواد مخدر آدم كشي گسترده مي شود. مردم عوام از اوضاع حاضر چه از درگير هاي نا فرجام مجلس و هرج و مرج هاي حكومت، نابرابر هاي سياسي، اقتصادي، عمليات شب هنگام نيروهاي خارجي، انفجار هاي پي هم طالبان به شهر ها دلتنگ و متنفر اند. در شرايط فعلي وظيفه ي هر روشن فكر و دگرانديش و نهاد هاي سياسي به ويژه مجلس نماينده گان است كه براي اوضاع نا مطلوب امروزي ساختار مطلوبي را براي رسيدن به يك جامعه مطلوب تعريف كنند. تمناي ما اين است كه مصلحت انديشي و محافظه كاري گذشته ي خود را كنار گذاشته و از لفاظي هاي بي معنا و شعار دادن هاي بي مورد و منفعت جوي هاي شخصي و گروهي بيرون آمده و آشكار را بگويند كه مردم و جامعه امروزي ما به چه ساختاري و چه چيزي نياز دارد، تا چه بايد هاي مبهم فردا ها را به صورت دقيق تر حلاجي كرد.